مصطفی احمدی فر


+ بهداشت روان

                                                                                                                            

                                                                             

کسب آرامش وا طمینان و دوری ازپریشان حالی یکی از اساسی ترین نیازهای فطری بشر است و از دیر باز جزء مسائل اساسی بشر بوده است در حالیکه جهان با شتاب توصیف ناپذیری به سوی صنعتی شدن و جهانی عاری از دشواری و سختی و تحولات عمیق فن آوری در حال حرکت است، همچنان موضوع بیماریها و مشکلات روانی ، موضوعی در خور توجه و نه چندان خشنود کننده به حساب می آید.جوامع بشری همچنان شاهد وجود هزاران بیمار روانی و گسترش پدیده هایی نظیر فقر، جنگ، اعتیاد، خودکشی، و بزهکاری ودیگر بیماریهاست،که چونان خوره ای ماند که روح وجان انسانها را در بر گرفته و آنها را به تدریج به هلاکت می رساند. از این رویکی از اهداف و برنامه های نظام های اجتماعی، تلاش برای بالا بردن رفاه، بهزیستی وبهداشت روان افراد است؛ چرا که بهداشت روانی یکی از نیاز های ضروری افراد در جلمعه تلقی می گردد و عملکرد مطلوب جامعه مستلزم برخورداری از افرادی است که از حیث سلامت و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی  قرار داشته باشند. اما هزاره سوم میلادی در شرایطی آغاز می گردد که جهان همچنان درگیر مشکلات عدیده ای در ابعاد روانی است.و اکنون در آستانه قرن 21، انسان مضطرب افسرده و بحران زده عصر حاضر، بیش ازهر زمانی دیگر خود را در آستانه سوالاتی اساسی در مقوله ارزسها وسلامت روانی می یابد وعامل پیدایش  بسیاری از ناسازگاریها و نابهنجاریها را تضادهای ارزشی و عدم استقرار یک نظام ارزشی سازمان یافته شده در فرد می داندو اینک با توجه به اهمیت این موضوع، هزینه ای که کشورها ی جهان بابت پیشگیری و درمان بیماریهای روانی ویا مبارزه با برخی ناهنجاریهای روانی پرداخت می کند،سهم قابل توجهی از بودجه کشورها را به خود اختصاص می دهد، گرچه این پزوهشها عموما در کشورهای توسعه یافته صورت گرفته، اما با تمام تلاشهای صورت گرفته در این زمینه، وضعیت بهداشت روانی در این کشورها وخیم گزارش شده است و آمارهای تکان دهنده ای از این وضعیت در دست می باشد و گزارشات سازمان  جهانی بهداشت آن را تایید می نماید. اما نکته قابل توجه در این بحث اینست که بسیاری از این کشورها، به ابعاد زیر ساختی در ظهور و گسترش اختلالات روانی و اینکه چرا علارغم بهبود وضعیت گسترش اجتماعی، توفیقی در کاهش و مهار اختلالات روانی افراد به دست نیامده،توجهی نداشته اند؟ در این میان باتاملی کوتاه در شرایط جوامع با گسترش ارتباطات انسانی در سطوح مختلف بین المللی، این نکته احساس می شود که با وجود تلاشهای فراوان در زمینه بهبود شرایط روانی افراد، عوامل بر هم زننده ی تعادل روانی روز به روز افزایش یافته و احساس نیازمندی به بهداشت روانی در اجتماع افزایش روز افزونی  پیداکرده است.

ادیان الهی و آیینهای کهن بشری ، از دیر باز این معضل را پیش بینی کرده وضمن تشریح علل آرامش روحی و روانی، راهکارهایی برای پاسخ به این نیاز اساسی بشر ارائه دادهاند تا جوامع بشری در برابر فشارهای روانی دچار آ شفتگی نگشته  و افراد انسجام شخصیتی و بهداشت روانی خود را حفظ کنند. مکتب اسلام در خصوص این موضوع به لحاظ مبنایی و محتوایی از غنای والایی برخوردار است و تعالیم اسلامی نقش بسزایی در کاهش و از بین بردن فشارهای روانی و تقویت و تامین بهداشت روانی دارد. اسلام به روابط اجتماعی سالم انسانها توجه داشته و خواستار این مهم است که روابط اجتماعی باید به گونه ای باشد  که سلامت وبهداشت روان افراد به خطر نیفتد وراهکارهاو سفارشهایی در این بین داردکه زمینه ساز روابط بهتر و پیوند های عاطفی و حمایتی در اجتماع است؛ آن سان که فشارهای روانی مردم را از بین می برد و بهداشت روانی آ نان را تقویت ویاتامین می کند.

نویسنده : مصطفی احمدی فر ; ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢
comment نظرات () لینک